پيوندها
نويسندگان
|
دل نوشته ها
با تو این دل شکسته داره کم کم جونمیگیره اخرین ذرات موندن توی رگهام نمیمیره
با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من دیگه از مرگ نمیترسم عاشق شهامتم من
اگه رو حصیر بشینم اگه هیچ نداشته باشم با تو من مالک دنیام با تو در نهایتم من
با تو شاه ماهی دریا بی تو مرگ موج تو ساحل با تو شکل یک حماسه بی تو یک کلام باطل
بی تو من هیچی نمیخوام از این عمر دو روزه نرو تا غم واسه قلبم پیرهن عزا بدوزه تقدیم به همسر عزیزم
من 1/5ساله مادر شدم احساس شیرینیه با اینکه خیلی بزرگ کردن یه دختر شیطونو زرنگ سخته اما حاضر نیستم حتی یه لحظه برگردم به زمانی که دخترمو نداشتم با تمام وجودم دوسش دارم عاشقشم از کنار اون بودن لذت میبرم .خب یه وقتهایی هم بوده که حسابی از دستش عصبانی شدم حسابی داغ کردم واون با اون چشمای معصومش به من نگاه میکنه سرشو کج میکنه میگه مامانی ببخشی واییییییییی اون لحظه کم میارم دلم میخواد که بغلش کنم بوسش کنم اما...اون باید بد وخوب رو بفهمه
مهربانی را بیاموزیم بیرون بیا از اون حصار شیشه ای لبخند بزن هنوز هم در عصر اهن میشود سایبانی از بید مجنون داشت
هر کدوم از مایه کارایی میکنیم که بعد افسوسشو میخوریم اما اون موقع خیلی دیره
آن زمان که باید دوست داشته باشیم کوتاهی می کنیم....
آن زمان که دوستمان دارند لج بازی می کنیم....
و بعد برای آنچه از دست رفته افسوس می خوریم...
من که افسوس خوردم
و قبول دارم بعضی اوقات اشتباه کردم
ادامه مطلب ... همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تو نه مثل افتابی که حضور و غیبت افتد همگان روند و آیندو تو همچنان که هستی دنيا را كه آفريدي ؛ دادي به ما ؛ گفتي : ريش و قيچي دست خودتان ! دنيايتان را آباد كنيد ... گفتيم : چشم ! اينجا ، ما ، دنيا آباد مي كنيم ! في سبيل الله ... گفتيم : اصلا سيب را ، خودمان خورديم ، تا بياييم اينجا و دنيا آباد كنيم ! في سبيل الله ...
ادامه مطلب ... الهی بر عجز خود آگاهم و بر بیچارگی خود گواهم ؛ خواست خواست توست ؛ من چه خواهم کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم ادامه مطلب ... صفحه قبل 1 صفحه بعد |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |